
از اطلس جغرافیا تا شناسنامه هویت؛ چرا زمین، مرزِ آخر است؟
به قلم: دکتر فردین احمدی
مدیر مسئول انتشارات بینالمللی حوزه مشق
امروز، ۱۵ خرداد (۵ ژوئن)، جهان در حالی به استقبال «روز جهانی محیطزیست» میرود که دیگر سخن گفتن از بحرانهای اقلیمی، نه یک هشدار فانتزی، بلکه واگویهی یک واقعیتِ عریان و دردمند است. محیطزیست، برخلاف تصورات سنتی که آن را صرفاً منظری برای تماشا یا منبعی برای استخراج میپنداشت، امروز به «قلب تپنده امنیت ملی» و «بسترِ تداوم تمدن» بدل شده است. اگر زمانی مرزهای یک کشور را با خطوط سربی بر روی نقشهها ترسیم میکردند، امروز مرزهای واقعی هر سرزمینی، پایداریِ خاک، شکوهِ جنگل و طراوتِ رودخانههای آن است.
۱. محیطزیست؛ ستون فقرات امنیت پایدار
نگاهی به نقشه تنشهای جهانی نشان میدهد که ریشه بسیاری از منازعات آینده، نه در ایدئولوژیهای سیاسی، بلکه در «فقر منابع زیستی» نهفته است. وقتی خاکی فرسوده میشود، امنیت غذایی فرو میپاشد و وقتی آبی برای نوشیدن نباشد، مهاجرتهای اجباری، ساختار اجتماعی را درهم میشکند. از این منظر، حفاظت از محیطزیست یک اقدام خیریه یا داوطلبانه نیست؛ بلکه عالیترین شکلِ صیانت از حاکمیت ملی است. کارشناسان استراتژیک به درستی دریافتهاند که «سرزمینِ بیجان»، توانِ دفاع از هویت خود را ندارد. بنابراین، هر درختی که کاشته میشود و هر تالابی که احیا میگردد، در واقع سنگری است که برای حفظ تمامیت ارضی و ثبات ملی بنا شده است.
۲. مسئولیتِ قلم و رسالتِ نشر
به عنوان خادم عرصه فرهنگ و نشر در «انتشارات بینالمللی حوزه مشق»، بر این باورم که بزرگترین بحران محیطزیستی ما، نه خشکسالی، بلکه «بحران آگاهی» است. ما نیازمند یک «رنسانس فرهنگی» در نوع مواجهه با طبیعت هستیم. کتابها و رسانهها باید از توصیفهای سطحی عبور کرده و به سمت تدوین «اخلاق محیطزیستی» حرکت کنند. ما باید بیاموزیم که انسان، تافتهای جدابافته از طبیعت نیست، بلکه جزئی از این پیکرهی واحد است. وظیفه ما در حوزه نشر، تولید محتوایی است که «سواد اکولوژیک» جامعه را ارتقا دهد تا هر شهروند خود را نگهبانِ بیواسطهی این میراث بداند.
۳. اقتصاد چرخشی و توسعهی سبز
پارادایم توسعه در قرن بیست و یکم تغییر کرده است. دیگر نمیتوان به بهانه پیشرفت اقتصادی، ریههای زمین را خراشید. «توسعه پایدار» یعنی پیوندی ناگسستنی میان چرخهای صنعت و تپشهای طبیعت. کارشناسان اقتصادی امروز بر این نکته صحه میگذارند که سرمایهگذاری در فناوریهای سبز، نه یک هزینه، بلکه سودآورترین استراتژی بلندمدت است. ما باید از اقتصادِ «بردار و مصرف کن و دور بینداز» به سمت «اقتصاد چرخشی» حرکت کنیم؛ جایی که پسماند وجود ندارد و هر منبعی، فرصتی دوباره برای زیستن مییابد.
۴. پیوند نسلها در سایهسار زمین
محیطزیست، ارثیهای نیست که از پدرانمان به ما رسیده باشد، بلکه امانتی است که از فرزندانمان به قرض گرفتهایم. بیمهری به زمین، خیانت به آیندهی کودکانی است که حق دارند در هوای پاک نفس بکشند و در رودهای جاری شنا کنند. عدالتِ بیننسلی حکم میکند که سهم آیندگان را در مسلخِ زیادهخواهیهای امروز قربانی نکنیم.
فراخوانی برای یک میثاق ملی
در پایان، ضمن گرامیداشت این روز بزرگ، باید تاکید کرد که حفاظت از محیطزیست نیازمند یک «عزم همگانی» و «دیپلماسی سبز» است. دولتها، نهادهای مدنی، نخبگان دانشگاهی و فعالان فرهنگی باید در کناری یکدیگر، منشوری نو برای همزیستی با طبیعت بنویسند. شعار «حفظ محیطزیست؛ حفظ امنیت ملی» که در تصویر این روز نقش بسته، یک حقیقت محض است.
بیایید در این روز، با خود و با زمین پیمان ببندیم که نه تنها تماشاگرِ تخریب نباشیم، بلکه هر کدام به سهم خود، بذرِ امیدی در دلِ خاک بکاریم. چرا که در نهایت، تنها چیزی که باقی میماند، زمینی است که ما را در آغوش گرفته است. سبز ماندن، نه یک انتخاب، بلکه تنها راه برای «ماندن» است.



نظرات
0