
نمایشگاه مجازی کتاب؛ ویترینی که در میانهی الگوریتمها و سیاستهایِ آزمونوخطا، رنگ باخت / آسیبشناسیِ یک فرصتِ نیمهسوخته
نویسنده: دکتر فردین احمدی مدیر مسئول انتشارات حوزه مشق
هفتمین دوره نمایشگاه مجازی کتاب تهران، در حالی به روزهای پایانی خود نزدیک میشود که آمارِ فروشِ ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار نسخهای، در نگاهِ نخست، عددی امیدوارکننده به نظر میرسد؛ اما برای ما که در متنِ این صنعت و در میانِ ناشرانِ پرکاری همچون «حوزه مشق» با بیش از ۲۲۸۰ عنوان کتاب حضور داریم، این آمار، گویای واقعیتی تلخ است: توزیعِ نابرابرِ فرصتها.
بهعنوان مدیر مسئولی که دغدغهمندِ رشدِ متوازنِ فرهنگ در این سرزمین است، معتقدم این رویداد، نیازمند یک جراحیِ ساختاری است.
۱. چالشها و آسیبها: از «فیلترهای نامرئی» تا «یارانههای کور»
نخستین آسیبِ جدی این دوره، نظامِ «طبقهبندی موضوعی» و «الگوریتمهای نمایش» بود. وقتی مخاطب وارد پلتفرم میشود، بهجای مواجهه با تنوعِ حداکثری، در چنبرهی فیلترهایی گرفتار میشود که بهطور غیرشفاف، دسترسی به آثارِ ناشرانِ مستقل و پرکار را محدود کرده است. این یعنی «مرگِ عدالتِ دسترسی» در ویترینی که باید متعلق به همه باشد.
دومین چالش، تغییرِ سیاستِ توزیعِ یارانه بود. در ادوارِ گذشته، تمرکزِ یارانه بر «جامعهی هدف» (دانشجویان، طلاب و اساتید) بود؛ گروههایی که کتاب، جزءِ اصلیِ سبدِ مصرفیِ آنهاست. اما در این دوره، توزیعِ یارانه بهصورتِ ده درصدی و «عمومی» انجام شد. منطقِ اقتصادیِ ساده نشان میدهد که یارانهِ خرد برای عامهی مردم، انگیزه کافی برای خرید کتاب ایجاد نمیکند، اما محروم کردنِ جامعهی هدف از حمایتهای متمرکز، یعنی گرفتنِ بزرگترین خریدارانِ بازار از ناشران. این سیاستِ «یارانه کور»، عملاً باعث شد بخش بزرگی از بودجهی حمایتی در مسیری هزینه شود که ضریبِ نفوذِ پایینی در فرهنگسازی داشت.
۲. تعارضِ منافع و رقابتِ کاذب
یکی از آشکارترین آسیبهای این دوره، بروزِ نوعی موازیکاریِ مدیریتی بود.برپایی نمایشگاه حضوری باغ کتاب همزمان با نمایشگاه مجازی کتاب عجیب بود. همزمانیِ فعالیتهایِ رسانهای و تبلیغاتیِ نمایشگاه مجازی با برنامههای حضوری در برخی مراکز فرهنگی، انرژیِ مخاطب را پراکنده کرد. وقتی رسانهی ملی و نهادهایِ عمومی، تمامِ توانِ تبلیغاتیِ خود را صرفِ یک مسیرِ خاص میکنند، ناشرانِ مستقل که قدرتِ چانهزنیِ رسانهای ندارند، از صحنه حذف میشوند. این رفتار، فراتر از یک نقدِ ساده، «تعارض منافعِ ساختاری» است که باید برای دورههای آتی بهشدت کنترل شود.
۳. پیشنهادات تخصصی برای بازگشت به مسیرِ درست
برای اینکه نمایشگاه کتاب به جای «ویترینی برای چند ناشرِ خاص»، به «جشنِ ملیِ کتاب» تبدیل شود، پیشنهادهای زیر مطرح است:
اصلاحِ الگوریتمِ توزیع: طراحیِ سیستمِ نمایشِ آثار بر اساسِ «کیفیت و تازگیِ محتوا» و نه «تاریخچه فروشِ کاذب»، بهگونهای که هر ناشر، فارغ از میزانِ رانتِ رسانهای، بختِ برابر برای دیده شدن داشته باشد.
بازگشت به یارانه هدفمند: تمرکزِ منابعِ مالی بر جامعهی دانشگاهی، پژوهشگران و طلاب، به جای پراکندهکاریِ یارانه در سطحِ عموم.
همافزاییِ رسانهای: تدوینِ یک پروتکلِ واحد برای تبلیغاتِ کتاب؛ بهطوری که نهادهای مختلف، همگی در خدمتِ برندِ اصلیِ نمایشگاه باشند، نه رقیبِ یکدیگر.
کلام آخر:
فروشِ حدود ۵۰۰ هزار نسخه در میانِ ۱۸۰۰ ناشر، نه یک پیروزی، که یک «هشدار» است. این رقم ثابت میکند که بخشِ اعظمِ این بازار، در چنگالِ چند نامِ محدود گرفتار شده و مابقیِ ناشران، با وجودِ تلاشی که برای تولیدِ محتوا انجام میدهند، تنها نظارهگرِ این روند هستند.
باید بپذیریم که بازارِ کتابِ ایران، بیش از «نمایشگاه»، به «ساماندهی» نیاز دارد. انتشارات «حوزه مشق» با تمامِ توانِ فنی و محتواییِ خود، آماده است تا بهعنوانِ بخشی از بدنه فعالِ نشر، در بازطراحیِ این ساختار با مسئولانِ امر همکاری کند. زمانِ آن رسیده که ویترینِ کتاب، از سایهی «تکرارِ مکررات» و «سیاستهایِ آزمونوخطا» خارج شود.
https://ble.ir/hooze_mashg



نظرات
0