
محمدصالح حائری مازندرانی؛ عالمی جامع که عقل، نقل و ادب را به هم پیوند زد
نویسنده:دکتر فردین احمدی
مدیر مسئول انتشارات بینالمللی حوزه مشق
۱۳۵۰ خورشیدی، جامعه علمی و دینی ایران یکی از چهرههای کمنظیر «جامعالعلوم» خود را از دست داد؛ محمدصالح حائری مازندرانی، فقیه، فیلسوف، متکلم، مفسر و ادیب شیعی که حیات علمیاش نمونهای روشن از پیوند سنجیده میان عقل و نقل، و تلفیق دقیق دانش دینی با ذوق ادبی بود. درگذشت او نه صرفاً فقدان یک استاد، بلکه خاموشی چراغی بود که سالها راه گفتوگوی عالمانه میان فقه، فلسفه و تفسیر را روشن نگاه داشته بود.
محمدصالح حائری مازندرانی از معدود عالمانی بود که در چندین ساحت علمی به مرتبه اجتهاد و اثرگذاری رسید. فقاهت او ریشهدار و محتاطانه بود؛ فلسفه را با دقت روشی و بیهیجان میخواند؛ کلام را با دغدغه دفاع عقلانی از ایمان پی میگرفت؛ و تفسیر قرآن را با نگاهی جامع و مبتنی بر پیوند معنا، تاریخ و زبان سامان میداد. این جامعیت، حاصل سالها مجاهدت علمی و انس عمیق با متون اصلی اسلامی بود.
در مقام فقیه، حائری مازندرانی به انصاف در استنباط و احتیاط در فتوا شناخته میشد. او فتوا را پاسخ ساده به یک پرسش نمیدانست، بلکه آن را مسئولیتی اجتماعی میشمرد که باید بر شانههای سند معتبر، فهم دقیق و ملاحظه پیامدها استوار باشد. همین رویکرد، اعتماد اهل علم و دینداران را به رأی و نظر او جلب میکرد.
در فلسفه و کلام، او نماینده نسلی بود که فلسفه را نه رقیب دین، بلکه ابزار تعمیق فهم دینی میدانست. حائری مازندرانی میکوشید پرسشهای زمانه را با زبان عقل پاسخ دهد، بیآنکه از چارچوب وحی و سنت فاصله بگیرد. این توازن، آثار و درسهای او را به الگویی برای گفتوگوی سالم میان عقلانیت فلسفی و ایمان دینی بدل ساخت؛ الگویی که امروز نیز بهشدت به آن نیازمندیم.
تفسیر قرآن در نگاه او، عرصه جمع میان معنای متن، افق مخاطب و میراث تفسیری بود. او از سادهسازی سطحی پرهیز داشت و در عین حال، پیچیدگیهای غیرضروری را نیز به متن تحمیل نمیکرد. تفسیر را پلی میدانست میان کلام الهی و زندگی انسان؛ پلی که اگر درست ساخته نشود، یا فهم را میبندد یا معنا را میفرساید.
وجه ادبی شخصیت علمی حائری مازندرانی، مکمل طبیعی دانشهای دیگر او بود. زبان سنجیده، نثر آراسته و ذوق ادبی، نوشتهها و درسهایش را خواندنی و ماندگار میکرد. او باور داشت که حقیقت، وقتی در جامه زبانِ زیبا عرضه شود، نفوذ بیشتری مییابد. این نگاه، سبب شد آثارش نهفقط برای اهل تخصص، بلکه برای علاقهمندان فرهنگ دینی نیز جذاب باشد.
در سلوک شخصی، محمدصالح حائری مازندرانی نماد تواضع علمی و وقار اخلاقی بود. جامعیت علمی او به خودنمایی نینجامید و گستره دانشش، او را از شنیدن نقد و پرسش بازنداشت. چنین منشهایی است که فضای علمی را زنده و پویا نگه میدارد و شاگردان را به جستوجوی حقیقت تشویق میکند.
نقش او در تاریخ معاصر اندیشه شیعی، نقشی پیونددهنده است؛ پیونددهنده سنتهای کهن با پرسشهای نو. در دورهای که گاه علوم دینی به جزیرههای جداگانه تقسیم میشوند، حائری مازندرانی با عمل خود نشان داد که انسجام علمی ممکن و ضروری است. فقه بدون فلسفه، فلسفه بدون کلام، و تفسیر بدون ادب، هر یک بخشی از حقیقت را فرو میگذارند.
درگذشت او در سال ۱۳۵۰ خورشیدی، پایان زندگی عالمی بود که بیشتر «ساخت» تا «گفت». میراث او در کتابها، شاگردان و روشی که به یادگار گذاشت، همچنان جاری است. چنین میراثی، نشانه حیات علمیای است که مرگ جسمانی، آن را متوقف نمیکند.
بازخوانی آثار و سیره محمدصالح حائری مازندرانی، امروز برای ما پیامی روشن دارد: گسترش دانش دینی، با تکصدایی ممکن نیست. عقل و نقل، متن و زبان، سنت و زمانه باید در گفتوگویی پیوسته قرار گیرند. او این گفتوگو را زیست و به ما آموخت.
در سالروز درگذشت این فقیه، فیلسوف، متکلم، مفسر و ادیب شیعی، یاد او را با احترام به جامعیت علمی، اخلاق پژوهشی و مسئولیتپذیری دینی گرامی میداریم؛ یاد عالمی که نشان داد عمق، حاصل جمع اضداد نیست، بلکه ثمره پیوند سنجیده آنهاست.



نظرات
0