
رشد ۹ درصدی عناوین، جهش علوم اجتماعی و افت کودکونوجوان؛ تصویری تازه از بازار کتاب ایران در نخستین ماه سال
نویسنده: دکتر فردین احمدی مدیر مسئول انتشارات حوزه مشق
آمار نشر کتاب در فروردین ۱۴۰۴، تصویری چندلایه و قابل تأمل از وضعیت صنعت نشر ایران ارائه میکند؛ تصویری که در آن از یکسو با رشد ۹ درصدی تعداد عناوین نسبت به فروردین ۱۴۰۳ روبهرو هستیم و از سوی دیگر، با تمرکز شدید جغرافیایی در تهران و ناهمترازی در ترکیب موضوعی کتابها مواجهیم. بر اساس گزارش رسمی خانه کتاب و ادبیات ایران، در فروردین ۱۴۰۴ مجموعاً ۵ هزار و ۷۳۳ عنوان کتاب منتشر شده است؛ رقمی که در مقایسه با ۵ هزار و ۲۶۵ عنوان در مدت مشابه سال قبل، از افزایش نسبی تولید حکایت دارد. این رشد، هرچند در ظاهر نشانهای مثبت برای بازار نشر است، اما بررسی دقیقتر نشان میدهد که این افزایش لزوماً به معنای تعادل ساختاری یا توسعه متوازن در همه بخشهای نشر نیست.
نخستین نکته مهم در این گزارش، ترکیب موضوعی کتابها است. در صدر جدول موضوعی، ادبیات با ۱ هزار و ۸ عنوان قرار دارد و پس از آن علوم اجتماعی با ۸۹۶ عنوان و کمکدرسی و آموزشی با ۸۹۵ عنوان دیده میشوند. این ترکیب نشان میدهد که بازار کتاب ایران همچنان بر سه محور اصلی استوار است: تولید ادبی، تحلیل اجتماعی، و نیازهای آموزشی. حضور پررنگ ادبیات، نشانهای از استمرار جایگاه سنتی این حوزه در سبد نشر کشور است؛ حوزهای که هم مخاطب عام دارد و هم از ظرفیت بالایی برای تولید آثار متنوع برخوردار است. در عین حال، رشد چشمگیر علوم اجتماعی نیز قابل توجه است و میتواند نشانه افزایش حساسیت جامعه نسبت به مسائل فرهنگی، اجتماعی و تحولات زیست روزمره باشد.
از منظر تغییرات سالانه، گزارش فروردین ۱۴۰۴ یک پیام روشن دارد: بالاترین رشد در حوزه علوم اجتماعی ثبت شده است؛ بهطوریکه این بخش نسبت به فروردین ۱۴۰۳ ۵۰ درصد افزایش داشته است. پس از آن، فلسفه و روانشناسی با ۴۷ درصد رشد و علوم عملی با ۲۱ درصد افزایش قرار دارند. این الگو نشان میدهد که بخشی از تقاضای نشر در حال حرکت به سمت حوزههایی است که با فهم جامعه، ذهن، رفتار و کاربستهای عملی دانش مرتبطاند. به بیان دیگر، مخاطب کتاب در حال فاصله گرفتن از برخی الگوهای صرفاً تفننی و حرکت به سوی آثاری است که بتوانند به او در فهم خود و جهان پیرامونش کمک کنند.
در مقابل، برخی حوزهها با افت محسوس مواجه شدهاند. کودک و نوجوان با ۲۲ درصد کاهش بیشترین افت را به خود اختصاص داده و علوم طبیعی و ریاضیات نیز با ۱۱ درصد کاهش در ردیف بعدی قرار گرفته است. این دو کاهش، از منظر سیاست فرهنگی و آموزشی، اهمیت زیادی دارند. افت نشر در حوزه کودک و نوجوان میتواند زنگ هشداری برای آینده فرهنگ مطالعه باشد؛ زیرا این گروه سنی، پایهگذار عادتهای خواندن در نسل بعدی است. هرگونه کاهش در این بخش، در بلندمدت بر چرخه کتابخوانی، تربیت فرهنگی و حتی بازار نشر اثر خواهد گذاشت. از سوی دیگر، افت در علوم طبیعی و ریاضیات نیز میتواند نشانه ضعف نسبی در تولید آثار پایه و تخصصی باشد؛ حوزهای که برای توسعه علمی کشور اهمیت راهبردی دارد.
اما شاید مهمترین بخش این گزارش، جغرافیای نشر باشد. دادهها نشان میدهند که تهران با ۲ هزار و ۳۷۴ عنوان و سهم ۶۰ درصدی همچنان بازیگر بلامنازع بازار نشر ایران است. این رقم بهخوبی نشان میدهد که تمرکز تولید کتاب در پایتخت، نه یک اتفاق مقطعی بلکه یک الگوی پایدار و ساختاری است. پس از تهران، خراسان رضوی با ۳۰۴ عنوان و قم با ۱۹۰ عنوان قرار دارند؛ اما فاصله این استانها با تهران بهقدری زیاد است که از تمرکز شدید و مزمن در نظام نشر حکایت میکند. چنین تمرکزی پیامدهای متعددی دارد: از نابرابری در دسترسی به فرصتهای نشر گرفته تا محدودشدن تنوع صداها و کاهش نقش استانها در تولید فرهنگی کشور.
در کنار این مسئله، ترکیب ناشران نیز قابل توجه است. طبق گزارش، در فروردین ۱۴۰۴ ،۸۴۲ ناشر در تولید کتاب فعال بودهاند که از این میان ۷۸۴ ناشر حقوقی و ۵۸ ناشر حقیقی یا موردی بودهاند. این ترکیب نشان میدهد که بدنه اصلی نشر کشور همچنان در اختیار ناشران رسمی و دارای پروانه است. چنین ساختاری، از یک سو نشاندهنده رسمیت و نظارتپذیری صنعت نشر است، اما از سوی دیگر میتواند بیانگر دشواری ورود بازیگران جدید و محدود بودن فضا برای کنشگران کوچکتر باشد.
نکته روششناختی مهم گزارش نیز آن است که در رتبهبندی ناشران پرکار، چاپ اول مبنای محاسبه قرار گرفته است؛ یعنی تمرکز بر تولید جدید، نه صرفاً شمار کل عناوین. این نکته برای تحلیل دقیق ضروری است، زیرا نشان میدهد منظور از فعالیت ناشر، میزان ورود او به تولید محتوای تازه است. همچنین خانه کتاب و ادبیات ایران تأکید کرده که استفاده از این آمار باید با ذکر منبع انجام شود و بهرهبرداری قانونی از آن بدون مهر رسمی، فاقد اعتبار است.
در جمعبندی میتوان گفت بازار نشر ایران در نخستین ماه سال ۱۴۰۴ با یک رشد کمی قابل توجه روبهرو بوده، اما این رشد هنوز با توازن موضوعی و جغرافیایی همراه نشده است. از یکسو، حوزههایی مانند علوم اجتماعی و فلسفه و روانشناسی رونق گرفتهاند و از سوی دیگر، کودک و نوجوان و علوم پایه با افت مواجه شدهاند. از یکسو، تیراژ و تنوع ظاهری کتابها افزایش یافته و از سوی دیگر، تهران همچنان مرکز ثقل تولید کتاب باقی مانده است. این وضعیت نشان میدهد که برای رسیدن به یک نظام نشر پویا، متعادل و پایدار، صرف رشد عددی کافی نیست؛ بلکه باید به سمت تنوعبخشی موضوعی، تقویت نشر استانی، حمایت از حوزه کودک و نوجوان، و بازتوزیع فرصتهای فرهنگی در سراسر کشور حرکت کرد.
به زبان سادهتر، آمار فروردین ۱۴۰۴ میگوید نشر کتاب در ایران هنوز زنده است، اما برای اینکه فقط «زنده» نماند و واقعاً «بالنده» شود، نیازمند سیاستگذاری دقیقتر، حمایت هدفمندتر و تمرکززدایی جدیتر است.



نظرات
0