
سلامی که خانه را نجات می دهد
خوانشی تربیتی از زیارت آل یاسین برای والدین و نوجوانان
نویسنده: دکتر فردین احمدی؛ مدیر مسئول انتشارات بین المللی حوزه مشق
در بسیاری از خانه ها دعوا از یک جمله شروع نمی شود، از یک بی سلامی شروع می شود. از لحظه ای که در باز می شود و کسی وارد می شود، اما نگاهش دنبال نگاه دیگری نمی گردد. از لحظه ای که کلمات، پیش از آنکه مهربان باشند، تیز می شوند. از زمانی که گوشی های همراه، جای دست های هم را می گیرند و سکوت، به جای آرامش، تبدیل به فاصله می شود. پدر و مادرها گاهی می پرسند چرا فرزندمان حرف نمی زند، چرا زود عصبانی می شود، چرا با ما راه نمی آید. و نوجوان ها در دلشان می گویند چرا کسی مرا نمی فهمد، چرا همیشه باید توضیح بدهم، چرا هیچ کس اول سلام نمی کند. حقیقت این است که خانواده، پیش از آنکه به راه حل های پیچیده نیاز داشته باشد، به بازگشت به اصول ساده نیاز دارد. یکی از این اصول ساده، اما معجزه آسا، همان چیزی است که در زیارت آل یاسین بارها تکرار می شود
سلام
زیارت آل یاسین با سلام آغاز می شود و با سلام ها ادامه پیدا می کند. سلام بر خاندان یاسین، سلام بر تو ای دعوت کننده به سوی خدا، سلام بر تو ای درگاه خدا، سلام بر تو ای باقی مانده خدا در زمین. این تکرار، یک نکته لطیف را به ما یاد می دهد. رابطه سالم، اول از امنیت شروع می شود. سلام یعنی من برای تو تهدید نیستم. یعنی آمده ام تا بفهمم، نه اینکه برنده شوم. یعنی آمده ام تا همراه باشم، نه اینکه محکوم کنم. خانواده ای که در آن سلام واقعی کم رنگ شود، کم کم امنیت روانی در آن تضعیف می گردد، و وقتی امنیت کم شود، فریاد زیاد می شود. نوجوانی که احساس می کند هر گفت وگو می تواند به بازخواست یا تحقیر تبدیل شود، ترجیح می دهد سکوت کند. سکوت او نشانه بی ادبی نیست، نشانه بی پناهی است.
ما در فرهنگ دینی، سلام را فقط یک ادب ظاهری می دانیم، اما زیارت آل یاسین سلام را تبدیل به ستون رابطه می کند. سلام در این زیارت فقط واژه نیست، یک تربیت است. پدر و مادری که می خواهند نسل نوجوان را درست تربیت کنند، باید بدانند تربیت از موعظه شروع نمی شود، از نوع حرف زدن شروع می شود. نوجوان، بیش از اینکه به نصیحت گوش بدهد، به لحن گوش می دهد. به نگاه گوش می دهد. به حال و هوای خانه گوش می دهد. اگر خانه پر از بی احترامی های ریز باشد، حتی اگر نماز و دعا هم در آن خوانده شود، دل نوجوان از دین گرم نمی شود. اما اگر خانه پر از احترام باشد، دین در چشم او زیبا می شود. زیارت آل یاسین به ما می آموزد چگونه احترام را تمرین کنیم. وقتی بارها می گوییم سلام بر تو، در واقع به زبان و دل خود نظم می دهیم. یاد می گیریم که رابطه را با ادب آغاز کنیم. و هر بار که رابطه با ادب آغاز شود، احتمال اینکه به گفت وگوی سالم ختم شود بیشتر می شود.
در زیارت آل یاسین امام زمان عجل الله تعالی فرجه با عنوان های پرمعنا معرفی می شود. یکی از زیباترین آنها این است
داعی الله
یعنی دعوت کننده به سوی خدا
این عنوان، برای والدین یک پیام روشن دارد. دعوت یعنی کشاندن با محبت، نه راندن با تحقیر. دعوت یعنی راه را نشان دادن، نه تحمیل کردن. پدر و مادری که می خواهند فرزندشان نمازخوان و بااخلاق شود، اگر فقط امر و نهی کنند و از محبت و گفت وگو غافل شوند، ممکن است نتیجه برعکس بگیرند. نوجوان، وقتی احساس کند با او مثل یک انسان فهمیده رفتار می شود، بهتر می پذیرد. وقتی احساس کند پرسش هایش محترم است، کمتر سراغ پاسخ های غلط می رود. وقتی احساس کند خانواده حریم امن اوست، کمتر اسیر پناهگاه های خطرناک بیرون می شود.
عنوان دیگر زیارت این است
باب الله
یعنی درگاه خدا
درگاه یعنی مسیر درست، مسیر قابل اعتماد. نوجوان امروز در میان هزار درگاه جعلی سرگردان است. درگاه های مجازی که گاهی به نام شادی و آزادی می آیند اما در نهایت دل را خالی می کنند. خانواده اگر می خواهد فرزندش را حفظ کند، باید درگاه بودن را تمرین کند. یعنی خانه را جایی کند که نوجوان اگر شکست خورد، اگر خطا کرد، اگر دلش گرفت، بتواند برگردد و تحقیر نشود. بعضی والدین از ترس خطای فرزند، چنان فضای خانه را امنیتی می کنند که فرزند دیگر جرئت بازگشت ندارد. زیارت آل یاسین به ما می گوید درگاه باش، نه دیوار. درگاه یعنی امکان برگشت. یعنی فرصت اصلاح. یعنی امید.
و عنوانی که امروز برای نوجوانان حیاتی است
بقیة الله
یعنی امید باقی مانده خدا در زمین
نوجوانی که امید ندارد، یا پرخاشگر می شود یا بی تفاوت. امید فقط یک احساس نیست، یک مهارت است. و این مهارت در خانه ساخته می شود. پدر و مادر اگر مدام از سختی ها بگویند، اگر دائما آینده را تاریک تصویر کنند، اگر هر روز با ناامیدی به خانه برگردند، نوجوان یاد می گیرد دنیا جای بی معنایی است. اما فرهنگ انتظار به ما می آموزد آینده، میدان معناست. انتظار یعنی باور کنیم خدا هنوز کار می کند، هنوز راه باز است، هنوز می شود بهتر شد. این باور، برای نوجوان مثل اکسیژن است. و والدین باید اکسیژن امید را به خانه بیاورند، نه گرد و غبار یأس را.
زیارت آل یاسین فقط از سلام و عنوان ها نمی گوید، از شهادت و میثاق هم می گوید. زائر گواهی می دهد و سپس می گوید
یاریت برای شما آماده است
این جمله را می شود به زبان تربیتی ترجمه کرد. یعنی منتظر واقعی، تماشاگر نیست. مسئول است. نوجوان ما اگر یاد بگیرد منتظر بودن یعنی مسئول بودن، دیگر دین را فقط در مراسم نمی بیند. می فهمد انتظار یعنی کمک به پدر و مادر، یعنی احترام به خواهر و برادر، یعنی دروغ نگفتن، یعنی شایعه نساختن، یعنی دفاع از حق همکلاسی، یعنی تمسخر نکردن. این ها اعمال بزرگ نیستند، اما آینده سازند. گاهی یک نوجوان با یک تصمیم کوچک، خانه را تغییر می دهد. گاهی یک پدر با یک سلام گرم، یک هفته تلخ را نجات می دهد. گاهی یک مادر با یک گفت وگوی آرام، یک بحران را خاموش می کند. اینها همان نصرت است. یاری حق در مقیاس خانه و مدرسه.
اکنون پیشنهادهایی بسیار ساده و کاملا عملی برای خانواده ها ارائه می شود که از روح زیارت آل یاسین الهام گرفته شده است و هر خانه ای می تواند از همین امروز شروع کند
پیشنهاد اول
قانون سلام در خانه
هر عضو خانواده هنگام ورود، حتی اگر ناراحت است، ابتدا سلام کند. سلام کوتاه، اما واقعی. این سلام، مثل ترمز عصبانیت عمل می کند.
پیشنهاد دوم
قانون سه جمله طلایی
پدر و مادر هر روز به فرزندشان دست کم سه جمله بگویند
خوشحالم که هستی
اگر حرفی داری من گوش می دهم
اشتباه کردن پایان راه نیست
این سه جمله، درگاه بودن خانه را تثبیت می کند.
پیشنهاد سوم
جلسه هفتگی امید
هفته ای یک بار، ده دقیقه، هرکس یک خبر خوب از خودش یا خانواده بگوید. حتی کوچک. این کار، امید را تمرین می دهد و خانه را از سیاهی شکایت بیرون می آورد.
پیشنهاد چهارم
محاسبه آرام
هر شب، هرکس یک کار خوبش را بگوید و یک مورد که دوست دارد بهتر شود. بدون سرزنش. این تمرین، مسئولیت پذیری می سازد و حس پاسخگویی را زنده نگه می دارد.
زیارت آل یاسین به ما یاد می دهد که راه اصلاح جامعه از اصلاح خانه ها می گذرد. هیچ مدرسه ای بدون خانواده موفق نمی شود و هیچ خانواده ای بدون مهارت ارتباطی آرام نمی گیرد. اگر می خواهیم نسل نوجوانمان دیندار، امیدوار، بااخلاق و مسئول باشد، باید از همین جا شروع کنیم. از سلام. از احترام. از درگاه بودن. از امید دادن. از تبدیل انتظار به رفتار روزمره.
و شاید زیباترین جمع بندی این باشد
در خانه ای که سلام زنده است، دل ها کمتر می شکنند
در خانه ای که امید زنده است، نوجوان کمتر گم می شود
و در خانه ای که انتظار زنده است، آینده از همین امروز ساخته می شود



نظرات
0