
تختهسیاههایی که گلگون شدند؛ وقتی مدرسه، خطِ مقدمِ اقتدار میشود
به قلم: دکتر فردین احمدی
تاریخِ جنگها معمولاً با جابهجاییِ مرزها و تناژِ موشکها روایت میشود، اما تاریخِ واقعیِ یک ملت را «خونهایی» میسازند که در راهِ دانستن و آگاهی بر زمین میریزند. آماری که امروز، سهشنبه ۴ فروردین ۱۴۰۵، از سوی نهادهای آموزشی کشور منتشر شد، فراتر از عدد و رقم است؛ این یک «کارنامهیِ سرخ» برای تمدنی است که حتی در زیرِ آتشِ سنگینِ دشمنِ غدار، کلاسهایِ درسش را تعطیل نکرد. ۲۴۱ شهید از جامعهیِ تعلیم و تربیت—۱۹۰ دانشآموز و ۵۱ معلم—تنها در عرضِ چند هفته، نشاندهندهیِ عمقِ کینهیِ استکبار از «آیندهسازانِ ایران» است.
۱. هرمزگان؛ دریایِ خون و حماسهیِ نونهالان
نگاهی به جزئیاتِ آمار، قلبِ هر انسانی را به درد میآورد. استانِ هرمزگان با تقدیمِ ۱۲۰ دانشآموزِ شهید، به تنهایی بارِ سنگینی از این حماسه را بر دوش کشیده است. چرا هرمزگان؟ چون دشمن میداند که اقتدارِ دریاییِ ما در خلیجفارس، ریشه در تربیتِ نسلی دارد که از کودکی با صدایِ امواج و بویِ باروتِ متجاوزان آشناست. شهادتِ ۱۲۰ ستارهیِ کوچک در سواحلِ نیلگونِ جنوب، پیامی روشن به اتاقهای فکرِ واشنگتن و تلآویو است: «شما میتوانید مدارسِ ما را ویران کنید، اما نمیتوانید ارادهیِ دریادلانِ ما را در نطفه خفه کنید». هرمزگان امروز، کربلایِ دانشآموزیِ ایران است.
۲. معلم؛ فرماندهیِ بی ادعایِ سنگرِ دانایی
شهادتِ ۵۱ فرهنگی، از معلمانِ شاغل تا پیشکسوتانِ بازنشستهای که حتی در دورانِ فراغت نیز هدفِ تروریسمِ کور قرار گرفتند، نشاندهنده «جنگِ علیه آگاهی» است. معلمانی که در تهران، لرستان، آذربایجان و سایرِ استانها در کنارِ شاگردانشان به ملکوت پیوستند، درسِ آخرِ خود را نه با گچ و تخته، بلکه با جوهرِ خون نوشتند. آنها به ما آموختند که «وطنپرستی» یک سرفصلِ تئوریک در کتابهای اجتماعی نیست، بلکه یک «زیستِ مؤمنانه» است که پایانش به شهادت ختم میشود.
۳. تخریبِ زیرساختها؛ انتقام از توسعه
آسیب دیدنِ ۶۴۴ فضایِ اداری، آموزشی و فرهنگی در ۱۷ استانِ کشور، یک اقدامِ نظامیِ صرف نیست؛ این یک «تروریسمِ فرهنگی» است. دشمن که در میدانِ نبردِ نظامی با نیروهای مسلح ما به بنبست رسیده، حالا به دنبالِ انتقام از «زیرساختهایِ توسعه» است. آنها میخواهند با ویران کردنِ مدارس در کردستان، سیستان و بلوچستان، کرمانشاه و آذربایجان، چرخهیِ پیشرفتِ علمی ایران را متوقف کنند. اما غافلند که هر مدرسهیِ فروریخته، در ذهنِ دانشآموزانِ مجروحِ ما، جزمِ جدیتری برای ساختنِ ایرانی «نفوذناپذیر» ایجاد میکند. ۱۶۴ دانشآموزِ مجروحِ ما، راویانِ زندهیِ جنایتی هستند که دنیا در برابر آن سکوت کرده است.
۴. تهران؛ قلبِ تپندهای که هدف قرار گرفت
آمارِ ۵ معلم و ۱۶ دانشآموزِ شهید در پایتخت، نشاندهنده تلاشِ مذبوحانهیِ دشمن برای ایجادِ رعب و وحشت در مرکزِ تصمیمگیریِ کشور است. اما تهران با ۲۰۰ فضایِ آموزشیِ آسیبدیده، همچنان ایستاده است. این خونها، پیوندِ میانِ صف و ستاد را مستحکمتر کرد و ثابت کرد که در مسیرِ دفاع از حریمِ ولایت و تمامیتِ ارضی، هیچ تفاوتی میانِ مرکز و پیرامون وجود ندارد.
این آمار، برایِ من به عنوانِ یک تحلیلگر که همواره بر «اقتدارِ زیرساختی» تأکید داشتهام، پیامی صریح دارد: «دشمن از داناییِ ما میترسد». ۲۴۱ صندلیِ خالی در کلاسهایِ درسِ فروردینِ ۱۴۰۵، سندی ابدی بر رذالتِ آمریکایِ جنایتکار و رژیمِ صهیونیستی است. آنها که دم از «حقوقِ بشر» میزنند، امروز باید پاسخ دهند که جرمِ ۱۲۰ دانشآموزِ هرمزگانی یا ۷ نونهالِ لرستانی چه بود جز آنکه میخواستند در سایهیِ پرچمِ کشورشان درسِ عزت بخوانند؟
ما به ازایِ هر مدرسهیِ تخریب شده، دژی محکمتر از علم و ایمان خواهیم ساخت. خونِ این معلمان و دانشآموزان، تضمینکنندهیِ سقوطِ امپراتوریِ دروغی است که گمان میکند با موشک میتواند نورِ آگاهی را خاموش کند. سال ۱۴۰۵، سالِ امتحانِ بزرگِ ملت ایران در تلاقیِ «خون و قلم» است و ما بیشک، پیروزِ این کارزارِ بزرگ خواهیم بود.
سلام بر روحِ بلندِ حبیبها و جوادهایِ کلاسهایِ درس...



نظرات
0