
محمد ساوادا؛ پلی آرام میان ژاپن و جهان اسلام
نویسنده:دکتر فردین احمدی
مدیر مسئول انتشارات بینالمللی حوزه مشق
۱۳۹۰ خورشیدی، جهان اندیشه یکی از چهرههای کمنظیر گفتوگوی تمدنی را از دست داد؛ محمد ساوادا، نویسنده، مترجم و اسلامپژوه ژاپنی که عمر علمی خود را وقف فهم، تبیین و ترجمه معارف اسلامی برای مخاطب غیرمسلمان کرد. درگذشت او، خاموشی قلمی بود که بیهیاهو اما عمیق، فاصلههای فرهنگی را کوتاه و سوءتفاهمها را کم میکرد.
محمد ساوادا از آن دست اندیشمندانی بود که اسلام را نه موضوعی صرفاً دینی، بلکه پدیدهای تمدنی میدانست. او بهخوبی دریافته بود که فهم اسلام در بیرون از جغرافیای سنتی آن، نیازمند زبان، منطق و حساسیت فرهنگی خاصی است. به همین دلیل، آثارش بیش از آنکه رنگ تبلیغ داشته باشد، رنگ توضیح، ترجمه و تبیین منصفانه داشت؛ رویکردی که برای مخاطب ژاپنی، قابل اعتماد و پذیرفتنی بود.
اهمیت ساوادا در این بود که نقش «مترجم فرهنگی» را بهدرستی ایفا کرد. او تنها واژهها را از زبانی به زبان دیگر منتقل نمیکرد؛ بلکه معنا، زمینه و روح مفاهیم اسلامی را به جهان فکری مخاطبان ژاپنی نزدیک میساخت. این مهارت، حاصل شناخت عمیق او از هر دو جهان بود: هم سنت فکری شرق آسیا و هم میراث فکری اسلام. چنین ترکیبی، بهندرت در یک پژوهشگر جمع میشود.
در مقام نویسنده و مترجم، ساوادا کوشید تصویری دقیق، عقلانی و بهدور از کلیشه از اسلام ارائه دهد. در زمانی که رسانههای جهانی غالباً تصویری خشن یا سیاسیشده از اسلام عرضه میکردند، آثار او بر اخلاق، معنویت، عقلانیت و تاریخ اندیشه اسلامی تمرکز داشت. این انتخاب آگاهانه، نشان میدهد که او دغدغه اصلاح تصویر اسلام را نه با شعار، بلکه با کار علمی پی میگرفت.
ویژگی برجسته ساوادا، امانتداری علمی بود. او نه شیفتهوار نوشت و نه منتقدانه از موضع خصمانه. تلاشش بر این بود که اسلام «آنگونه که هست» فهمیده شود؛ با تنوع درونی، تاریخ پیچیده و ظرفیتهای معنوی و فکری گسترده. همین انصاف علمی، آثارش را به منابعی معتبر برای دانشگاهیان، دانشجویان و علاقهمندان ژاپنی بدل کرد.
ساوادا همچنین نشان داد که گفتوگوی میان ادیان و فرهنگها، زمانی ثمربخش است که از مسیر دانش بگذرد. او بهجای مجادلههای رسانهای، به ترجمه متن، شرح مفاهیم و آموزش آرام روی آورد. این روش، اگرچه کندتر به نظر میرسد، اما ماندگارتر است؛ زیرا ذهنها را تغییر میدهد، نه صرفاً احساسات را برمیانگیزد.
در سلوک فکری، محمد ساوادا نماد تواضع پژوهشگرانه بود. او هرگز خود را مرجع نهایی نمیدانست و همواره راه را برای پرسش، گفتوگو و بازاندیشی باز میگذاشت. چنین رویکردی، بهویژه در مواجهه با موضوعی حساس چون دین، نشان از بلوغ علمی و اخلاقی او دارد. او میدانست که فهم دینِ دیگری، بیش از هر چیز، نیازمند احترام است.
درگذشت او در سال ۱۳۹۰ خورشیدی، پایانی بود بر زندگی پژوهشگری که نقش او شاید در تیترهای پررنگ خبری دیده نشود، اما در لایههای عمیقتر روابط فرهنگی میان اسلام و شرق آسیا ماندگار است. دانشجویانی که با آثار او به اسلام علاقهمند شدند، پژوهشگرانی که از نوشتههایش بهره بردند و خوانندگانی که تصویری متفاوت از اسلام یافتند، همه بخشی از میراث او هستند.
بازخوانی کارنامه محمد ساوادا، امروز بیش از گذشته اهمیت دارد. در جهانی که سوءبرداشتهای فرهنگی بهسرعت به تنش تبدیل میشود، الگوی او یادآور این حقیقت است که ترجمه دقیق، پژوهش منصفانه و زبان آرام میتواند کارهایی بکند که سیاست و رسانه از انجام آن ناتواناند. او به ما آموخت که شناخت، بهترین شکل احترام است.
محمد ساوادا رفت، اما پلی که میان ژاپن و جهان اسلام ساخت، همچنان پابرجاست. هر گفتوگوی علمی منصفانه درباره اسلام در شرق آسیا، بهنحوی وامدار تلاشهای پیشگامانه اوست. این، توفیق اندیشمندی است که علم را در خدمت همدلی قرار داد.
در سالروز درگذشت این نویسنده، مترجم و اسلامپژوه ژاپنی، یاد او را با احترام به دانشِ میانفرهنگی، انصاف علمی و تلاش صبورانه برای فهم متقابل گرامی میداریم.



نظرات
0