
نصر حامد ابوزید؛ قرآن بهمثابه متن زنده
از نزاع با سنت تا گفتوگو با جهان مدرن
نویسنده: دکتر فردین احمدی مدیر مسئول انتشارات بین المللی حوزه مشق
در تاریخ اندیشه اسلامی معاصر، نامهایی وجود دارند که صرفنظر از موافقت یا مخالفت با دیدگاههایشان، نمیتوان آنها را نادیده گرفت. نصر حامد ابوزید بیتردید یکی از این نامهاست؛ اندیشمندی که قرآن را نه فقط «متن مقدس»، بلکه «متنی زنده، تاریخی و گفتوگومند» میدانست و همین نگاه، او را به یکی از مناقشهبرانگیزترین قرآنپژوهان قرن بیستم و بیستویکم بدل کرد.
ابوزید نه مفسری سنتی بود و نه متفکری سکولار به معنای رایج کلمه؛ بلکه پروژهای فکری را دنبال میکرد که هدف آن بازاندیشی در شیوهی فهم قرآن در جهان معاصر بود. پروژهای که در نهایت، برای او هزینهای سنگین به همراه داشت: تکفیر، جدایی اجباری از همسر، مهاجرت و زیستن در تبعید فکری.
زندگی و زمینههای فکری
نصر حامد ابوزید در سال ۱۹۴۳ در مصر به دنیا آمد. تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته زبان و ادبیات عرب در دانشگاه قاهره گذراند و بهتدریج به حوزهی مطالعات قرآنی و هرمنوتیک متن دینی گرایش پیدا کرد. زمینهی اصلی اندیشه او، زبانشناسی، نشانهشناسی و نظریههای مدرن متن بود؛ حوزههایی که کمتر بهصورت جدی در مطالعات قرآنی جهان عرب وارد شده بودند.
او از همان آغاز، دغدغهای روشن داشت:
> چرا قرآن، با وجود ظرفیت عظیم معنایی، در بسیاری از جوامع اسلامی به متنی بسته، ایستا و گاه ابزار قدرت تبدیل شده است؟
قرآن بهمثابه «متن»
محوریترین ایدهی ابوزید، نظریهی متنبودگی قرآن است. او با صراحت تأکید میکرد که قائل بودن به متنبودگی قرآن، بههیچوجه به معنای نفی وحی یا انکار الهی بودن آن نیست. از نگاه او، قرآن در منشأ، وحی الهی است؛ اما در تحقق تاریخی، متنی انسانی–زبانی است که در بستر فرهنگ، زبان، تاریخ و مناسبات اجتماعی عصر نزول شکل گرفته است.
ابوزید میان «وحی» و «فهم وحی» تمایز قائل میشود. به باور او، آنچه در اختیار ماست، نه خودِ وحی ناب، بلکه متنِ دریافتشده و فهمشده از وحی است؛ متنی که ناگزیر وارد عرصهی زبان و تاریخ شده و از اینرو، قابل تفسیرهای متکثر است.
نقد قرائت رسمی و ایدئولوژیک
یکی از جسورانهترین بخشهای اندیشه ابوزید، نقد قرائت رسمی و ایدئولوژیک از قرآن است. او معتقد بود که بسیاری از خوانشهای رایج، نه از دل متن، بلکه از دل قدرت سیاسی و منافع اجتماعی بیرون آمدهاند. به بیان دیگر، قرآن در طول تاریخ، گاه به ابزاری برای مشروعیتبخشی به سلطه تبدیل شده است.
او در کتاب مهم خود نقد الخطاب الدینی نشان میدهد که چگونه «قداستبخشی افراطی به تفسیرها»، راه هرگونه پرسش، اجتهاد و نوآوری را میبندد و متن را از پویایی تهی میکند.
هرمنوتیک، نه نسبیگرایی
منتقدان ابوزید، او را به نسبیگرایی و تضعیف ایمان دینی متهم کردند؛ اما این اتهام، خوانشی سطحی از پروژه فکری اوست. ابوزید هرگز قائل به بیضابطه بودن تفسیر نبود. او بهدنبال هرمنوتیکِ روشمند بود؛ هرمنوتیکی که بر سه پایه استوار است:
1. توجه دقیق به زبان و ساختار متن
2. فهم زمینه تاریخی–اجتماعی نزول
3. آگاهی از پیشفرضهای مفسر
از نگاه او، خطر اصلی نه تکثر تفسیر، بلکه انحصار تفسیر است.
ماجرای دادگاه و تبعید
اندیشه ابوزید در دهه ۹۰ میلادی با واکنش تند محافل محافظهکار مصر روبهرو شد. در یکی از بیسابقهترین وقایع تاریخ معاصر جهان اسلام، دادگاهی او را «مرتد» اعلام کرد و حکم به جدایی اجباری او از همسرش داد. این رخداد، نه فقط سرنوشت شخصی ابوزید، بلکه وضعیت آزادی اندیشه دینی در جهان عرب را به پرسشی جدی بدل کرد.
او ناچار مصر را ترک کرد و سالها در اروپا، بهویژه در هلند، به تدریس و پژوهش ادامه داد.
نسبت ابوزید با سنت اسلامی
برخلاف تصور رایج، ابوزید دشمن سنت نبود. او بارها تأکید میکرد که سنت اسلامی، خود سرشار از تنوع تفسیری است و آنچه امروز بهعنوان «قرائت واحد» معرفی میشود، بیشتر محصول دورههای متأخر است. او از معتزله، مفسران عقلگرا و حتی برخی جریانهای عرفانی بهعنوان نمونههای تاریخی پویایی اندیشه اسلامی یاد میکرد.
میراث فکری و اهمیت امروزین
امروز، بیش از هر زمان دیگر، جهان اسلام با پرسشهایی نو مواجه است؛ پرسشهایی درباره حقوق بشر، عدالت، زن، آزادی و نسبت دین و دولت. اندیشه نصر حامد ابوزید، چه موافق آن باشیم و چه منتقدش، ما را وادار میکند که دوباره بیندیشیم چگونه قرآن را میخوانیم، نه اینکه فقط بپرسیم چه میخوانیم.
او به ما یادآوری میکند که تقدس قرآن، در گرو تعطیل عقل نیست؛ بلکه در گرو گفتوگوی مستمر متن با انسانِ زمانه است.
نصر حامد ابوزید را نمیتوان صرفاً یک متفکر جنجالی دانست؛ او نماد یک بحران عمیقتر است: بحران فهم دین در عصر مدرن. مواجهه با او، در واقع مواجهه با این پرسش بنیادین است که آیا میتوان هم به قرآن وفادار بود و هم به عقلانیت و آزادی اندیشه پایبند ماند؟
پاسخی که ابوزید میدهد، ساده نیست؛ اما بیتردید، شجاعانه و اندیشهبرانگیز است. و شاید همین، راز ماندگاری نام او در تاریخ قرآنپژوهی معاصر باشد.



نظرات
0